الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

10

الغدير ( فارسى )

رفت . وقتى كه برگشت ، سه هزار دينار براى ابو عبد اللّه بن حسين اقساسى ، نقيب سادات طالبى فرستاد و دستور داد آن پول‌ها را ميان سادات علوى ساكن در نجف و كربلا و كاظمين تقسيم نمايد . « 1 » در سال 637 ه امير سليمان پسر نظام الملك متولى مدرسهء نظاميهء بغداد در مجلس ابو الفرج عبد الرحمن بن جوزى كه در « باب بدر » تشكيل مىشد ، حاضر گرديد و چنان تحت تأثير قرار گرفت كه فى المجلس توبه كرد و در حال وجد و ابراز علاقهء شديد ، جامه‌اش را پاره كرد و سرش را برهنه نمود و ايستاد و واعظ و مردم را شاهد گرفت كه تمام بنده‌هايش را در راه خدا آزاد كرده ، املاكش را وقف نموده و اموالش را در راه خدا بخشيده است . « 2 » بعد از اين واقعه ، نقيب ابو عبد اللّه حسين بن اقساسى اشعار زيادى كه ذيلا آورده مىشود ، براى او نوشت : « 3 » - اى پسر نظام الملك ، اى بهترين كسى كه توبه كرده و زهد پيشه نموده‌اى . - اى پسر وزير دو دولت كه صبح و شام همواره به سوى مجد و عظمت پيش مىروى . - اى پسر كسى كه از مالش مدرسه‌اى را كه طالعش سعد بوده ، پديد آورد ، بىعلاقگىات از چيزهايى كه آزاد و بنده بدان رغبت دارند خرسندم كرد . - حقيقت براى تو آشكار شد و ديدى آنچه را كه چشمهاى ما از ديدن همانند آن عاجز است . - و به دنيا گفتى : از من دور شو كه چاره‌اى جز اعراض از تو ندارم . - ديگر چيزى از تو برايم لذت‌بخش نيست تا جايى كه شيرينى و تلخى تو در كامم مساوى است . - روش تو خدعه و نيرنگ است ، چنان كه روشم نيكو وفا دارى و دوستى است . تا اينكه مىگويد :

--> ( 1 ) . الحوادث الجامعة 77 - 79 ، به تلخيص . ( 2 ) . همان 95 . ( 3 ) . همان 124 .